نهي نفس از هوي و هوس
قرآن کريم پيروي از هواي نفس را از مهمترين عوامل سقوط انسان دانسته است و در آيات فراواني در اين باره سخن گفته است.
در ميان مردمان کساني هستند که هوي و هوس خويش را خداي خود قرار دادند، و خداوند آنان را، با آن که آگاه بودند، گمراه ساخت و به گوش و دل ايشان مهر نهاد و بر بيناييشان پرده افکند. «افرايت من اتّخذ الهه هواه و اضلّه الله علي علم و ختم علي سمعه و قلبه و جعل علي بصره غشاو؟ فمن يهديه من بعد الله افلا تذکّرون»(جاثيه/23)
با توجه به عواقب شوم هواپرستي، قرآن کليد نجات انسان، و طريق راهيابي به بهشت را، نهي نفس از هوي و هوس مي داند و ميگويد: «و اما من خاف مقام ربه و نهي النفس عن الهوي، فان الجن؟ هي الماوي» (نازعات/40 - 41) و اما آن کسي که از مقام پروردگارش بترسد و نفس را از هوي و هوس باز دارد، بهشت جايگاه اوست.

یکی از داستان های عجیب در زندگی پیامبران، قصه یونس(ع) و قومش است که پندهای فراوانی در آن وجود دارد.
حضرت یونس(ع) یکی از پیامبران خداست که نام مبارکش چهار بار در قرآن آمده است.یونس(ع) از پیامبران بنی اسراییل و بعضی او را از نوادگان حضرت ابراهیم(ع) دانسته اند.این پیامبر الهی حدود 825 سال قبل از میلاد مسیح در سرزمین نینوا نزدیک شهر موصل در عراق کنونی ظهور کرد.
حضرت مسیح(ع) از جمله پیامبرانی هستند که در زمان رسالتشان، معجزات زیادی را به دستور خدا و برای هدایت مردم انجام دادند.
معجزه امر خارقالعادهای است که از راه علل ماوراء طبیعی با اراده خدا از شخص مدّعی نبوت به نشانه صدق ادّعای وی، همراه با ظاهر شود. در زندگی پیامبران(ص) معجزات فراوانی ذکر شده است. از شفای بیمار گرفته تا زنده کردن انسان مرده.
622سال پیش از هجرت پیامبر(ص)، عیسی مسیح(ع) در فلسطین امروزی دیده به جهان گشود و در همان جا هم عروج کرد. آن هم از مادری باکره به نام مریم بنت عمران. مادری که تهمت های سنگین بزرگان یهود را تحمل کرد و راضی به تقدیر الهی بود.
در برزخ چه اتفاقی می افتد؟
درباره عالم برزخ دو قول مطرح است یکی اینکه گفته می شود شبیه خواب است و دیگر اینکه یک جهنم یا بهشت موقتی است. سوالی که مطرح است این که کدامیک از این اقوال صحیح است و کیفیت زندگی در آن عالم چگونه است؟
به گزارش قدس آنلاین به نقل از تسنیم؛ انسان وقتی که از دنیا رفت روحش به بدنی تعلق می گیرد به نام بدن برزخی یا مثالی که آن بدن و آن بعد وجودی انسان در باطن همین وجود مادی انسان و همراه انسان هست. وقتی که روح انسان از این قالب مادی جدا شد فقط در قالب برزخی و قالب لطیف مثالی باقی می ماند و به زندگی خودش ادامه می دهد.

جهاد کبیر و خرمشهرهاییکه باید آزاد شود
دو اصطلاح جهاد اصغر و جهاد اکبر آنقدر در ادبیات دینی امروزین ما تکرار شده است که کمتر کسی از آن بیاطلاع است، اما مفهوم جهاد کبیر که در قرآن کریم ذکر شده است کمتر مورد توجه قرار گرفته است که رهبر معظم انقلاب اسلامی به تبیین آن پرداختند.
بیانات رهبر معظم انقلاب در مراسم دانشآموختگی دانشجویان و اهدای سردوشی و رژه پاسداران دانشگاه امام حسین(ع) ازجمله مسائلی است که نیازمند توجه جدی است. رهبر معظم انقلاب در این سخنرانی با بیان وضعیت کنونی انقلاب اسلامی در عرصه داخلی و بینالمللی به برخی از نکات بسیار مهم در باب مسائل امروزین انقلاب اسلامی پرداختند که شرح هر یک از این نکات نیازمند فرصتی جداگانه است. متن حاضر در دو بخش ابتدا به بیان کاملاً اختصاری برخی از مهمترین نکات بیانشده در این سخنرانی میپردازد و در بخش دوم به تبیین دو نکته از بیانات معظمله یعنی مسأله جهاد کبیر در ادبیات قرآن کریم و نیز این نکته که رهبر معظم انقلاب تأکید کردند که خرمشهرها در پیش است، میپردازد.«رمضان» در لغت از «رمضاء» به معنای شدت حرارت گرفته شده و به معنای سوزانیدن می باشد.(1) چون در این ماه گناهان انسان بخشیده می شود، به این ماه مبارک رمضان گفته اند.
پیامبر اکرم(ص) می فرماید: «انما سمی الرمضان لانه یرمض الذنوب؛(2) ماه رمضان به این نام خوانده شده است، زیرا گناهان را می سوزاند.»
رمضان نام یکی از ماه های قمری و تنها ماه قمری است که نامش در قرآن آمده است و یکی از چهار ماهی است که خداوند متعال جنگ را در آن حرام کرده است.(مگر جنبه دفاع داشته باشد.)
در این ماه کتاب های آسمانی قرآن کریم، انجیل، تورات، صحف و زبور نازل شده است.(3)
مجید معارف، رئیس دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران درباره جایگاه تعلیم و تربیت و فراگیری علم در اسلام میگوید: یکی از بهترین کتابهای حدیثی شیعه کتاب «الکافی» نوشته مرحوم کلینی است که دومین کتاب فرعی آن کتاب «فضلُ العلم» یعنی ارزش و جایگاه علم است و این مسأله را بنابر روایت معصومان(علیهم السلام) توضیح میدهد.
وی در ادامه اظهار میدارد: در وجوب اصل دانش و جستوجوی آن و تشویق همگانی به تعلیم و تعلّم، نخستین روایت از امام صادق(علیه السلام) به نقل از رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) است که فرمودند: «دنبال علم رفتن بر هر مسلمانی واجب است، آگاه باشید خداوند، جویندگان دانش را دوست دارد»؛ بنابر برخی روایات، طلب علم رابطه ای مستقیم با داشتن پرسش و مسأله دارد، به عبارت دیگر در برخی روایات کلید علم پرسش است و به میزانی که ذهن انسان درگیر پرسش و مسأله باشد، در پی کسانی میرود که بتوانند پاسخ این پرسشها را بدهند و این روند از دوران ائمه معصوم(علیهم السلام) مرسوم بوده است.

ای معلم ای نفس در جان من
ای معلــم خون هر شریان من
ای معلـــم ای تجلیگــــاه مــن
ای که نـورت پرتــو ایمــان مـن
قرآن کريم به عنوان چراغ پر فروغ و سراج وهاج که کاملترين برنامه و قوانين را براي سعادت بشر دارد در آيات نورانيش مکتب تعليم و تربيت اسلامي را به زيبائي هرچه تمام ترسيم نموده است و خداوند را به عنوان اولين معلم بشر معرفي نموده که به پيامبرش در آغاز بعثت فرمود: ( اقراء باسم ربک الذي خلق، خلق الانسان من علق، اقراء و ربک الاکرم الذي علم بالقلم علم الانسان مالم يعلم) (سوره علق) و اينچنين مکتب تعليم و تربيت اسلامي به عنوان مکتبي ممتاز، مستقل و با مباني و اصول مشخص پديدار گرديد که در اين مکتب علم و دانش، معلم و متعلم (شاگرد و مربي) و مدرسه و مکتب خانه از جايگاه بسيار ارزشمند و رفيعي برخوردارند. ما در اين مقاله علاوه بر نگرشي کلي به مکتب تعليم و تربيت اسلامي به جايگاه معلم و رسالت معلم و ويژگي هاي يک معلم از منظر آيات وحياني قرآن کريم و روايات نوراني حضرات معصومين (عليهم السلام) پرداخته ايم و رسالت يک معلم قرآني را همان رسالت خداوند و رسالت رسولان الهي در هدايت، سرپرستي و خروج از ظلمات به سوي نور و رشد و کمال بخشي انسان به قرب حضرت حق دانسته ايم.
معلمی وظیفه ای بس گرانقدر و ارزشمند در اسلام است. اولین معلم خداوند متعال است که فرمود: الرحمن، علم القرآن... خداوند رحمان قرآن را آموخت... دومین معلم، پیامبر اکرم(ص) است که خود فرمود: من معلم برانگیخته شده ام و ائمه اطهار و بزرگان دین نیز هر یک معلمانی برجسته و راهنمایانی بس شایسته بوده اند.
تعریف واژه «نجس»
در ابتدا خوب است بدانیم تعبیر «نجس» یک عبارت قرآنی است؛ نجس یعنی چیزی که متصف به نجاست (پلیدی و کثافت) است. تعریفی که راغب اصفهانی برای نجاست ارایه میدهد، این است: «نجاست: آلودگی و کثیفی است» که بر دو نوع است؛ نوع اول: آنچه برای حواس انسان قابل درک است. [مانند ادرار و خون و مدفوع و ...] و نوع دوم: آنچه از دیده ظاهری پنهان است و دیدن آن بصیرت میخواهد مانند مشرکان که خدا آنها را به نجاست توصیف کرده: «إِنَّمَا الْمُشْرِکُونَ نَجَسٌ». (توبه/ 28)
نجس در اصطلاح فقهی
«نجس» در فقه اسلامی به چیزی گفته میشود که به علت شدت پلیدی، باید از آن دوری کرد و باید به نحو خاصی که خود دین مشخص میکند، از آن اجتناب کرد و دوری نکردن از آن عوارض تشریعی دارد.
رفتن به قبرستان و زیارت قبور اموات چه فایده ای دارد؟

از روایات فریقین استفاده می شود كه زیارت قبور مومنین دارای سه فایده است كه به اختصار به آن اشاره می كنیم.
1- زیارت قبور مردگان باعث عبرت و پند زیارت كننده می شود و از خواب غفلت كه بسیاری از انسان ها گرفتار آن هستند بیدار می شود و آگاه می گردد كه زندگی دنیا برای همیشه باقی نیست و دست او روزی از این دنیا كوتاه می شود و آنچه باقی و ماندگار است عمل صالح می باشد و از این جهت تلاش می كند كه دست از حرص و آز و طمع بردارد و با اعمال نیكو و رفتار شایسته خود را آماده ملاقات پروردگار نماید. پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) در این باره می فرمایند:
زوروا القبور فانها تذكركم الاخرة.{1}
«قبرها را زیارت كنید، زیرا موجب یادآوری آخرت و قیامت می گردد»
به این شبهه دقت کنید:
«رافضیها از ابتدا موجودات واقعیت گریز و آرزوپردازان ناشی ای بودند... و دیگر آنکه آرزویی مثل «عدالت برای خدا» را در اصول دین خود گنجانده اند. خدای شیعیان خدایی است که طفل معصومی را کور میآفریند و از دیدن زیبایی های دنیا محرومش میکند و باز هم این جماعت واقعیت گریز میگویند خدا عادل است. خدای عادل شیعیان بعضی را فقیر میآفریند و بعضی را توانمند، در حالی که یک انسان شریف به خاطر اینکه پول ندارد، برای زن و بچه هایش مایحتاج اولیه را تهیه کند، به نوکری اربابان ثروت میرود و در دل این نوکری هنوز باید خدای شیعیان را عادل بداند...»
این شبهه به بخش های متعددی از اعتقادات شیعه میتازد که فقط به بخشی از آن که مرتبط با عدل الهی است میپردازیم .
مقدمه
خداوند متعال سرنوشت بشر را به گونه-اي رقم زده كه در دامن طبيعت رشد كند و ببالد و به طور كامل به آن وابسته و نيازمند باشد. متقابلاً طبيعت را نيز طوري آفريد كه در خدمت انسان قرار گيرد، نيازهاي وي برآورد و آرامش، لذّت و شادي را برايش به ارمغان آورد.
از نظر قرآن كريم انسان آن-چنان عظمتي دارد كه تمام موجودات به فرمان خداوند، مسخّر او گشته-اند. اين مسئله، شخصيت و عظمت واقعي انسان را در منظر اسلام روشن مي-سازد و به او عظمتي مي بخشد كه درخور مقام «خليفة اللهي» است.
خورشيد و ماه، باد و باران، كوه و درّه، گياه و درخت و سبزه زار... همه و همه، مواهب خدادادي است كه در تسخير گل سرسبد هستي و خليفه خدا بر روي زمين قرار گرفته و همه سرگشته و فرمانبردار انساناند، تا وي از آنها در جهت بقا و حيات دنيوي خويش بهره گيرد. در اين ميان پاره اي از اجزاي شكوهمند طبيعت، همچون «درختان و گياهان» نقش حياتي در زندگي انسان و ساير موجودات زنده دارند.
در اين نوشتار مختصر، برخي از آيات و رواياتي را كه در فضيلت درخت و درختكاري وارد شده است، مرور و مداقه مينشينيم، به اميد آنكه آموزه-هاي اصيل اسلامي را فرا گيريم و به كار بنديم.
همسر امام زمان(عج) کیست؟
ابوبصیر از امام صادق(ع) نقل میکند که فرمود: گویا میبینم که قائم(ع) با خانواده و فرزندانش در مسجد سهله فرود آمده است.
مسائل پیرامون زندگانی امام زمان(عج) یکی از موضوعات جذاب برای مسلمانان و منتظران آن حضرت است و بسیاری از مردم دوست دارند که از جزئیات زندگی ایشان مانند محل سکونت و یاران او بیشتر بدانند. یکی از موضوعات جذاب برای منتظران مهدی موعود(عج) این است که آیا ایشان ازدواج کردهاند یا خیر و آیا فرزندی دارند؟
پاسخ به یک شبهه رایج در فضای مجازی
حجت الاسلام هاشم فروزش «به این تصویر نگاه کنید و متن نوشته شده در آن را بخوانید» اگر در فضای مجازی حضور فعالی دارید، احتمالاً از این دست مطالب زیاد خوانده یا شنیده اید. البته در محافل دورهمی و در محاوره مردمی هم این مطالب نقل میشود.
در پاسخ این گونه مطالب پاسخهای زیادی میشود ارایه کرد. به این چند نمونه دقت کنید:
چرا بهلول خود را به دیوانگی زد؟
بهلول تا آخر عمر به همین وضع بسر برد تا مبادا طاغوت های عباسی او را به استخدام خود در آورند. او می دانست که قبول چنان ریاستی زمینه جنایت ها و گناهان است برای نجات از آن، خود را به دیوانگی زد.
وهب بن عمرو، مشهور به بهلول مجنون از خواص شاگردان امام صادق علیه السّلام و از فقها و علمای برجسته و عارف کامل بود، نقل می کنند هارون الرشید(پنجمین خلیفه عباسی) می خواست برای بغداد قاضی القضاة تعیین کند، با اصحاب خود در مورد شخص شایسته ای که عهده دار منصب قضاوت گردد مشورت کرد همه گفتندکه هیچ کس مانند بهلول شایستگی این کار را ندارد.
هفته وحدت و علت نامگذاری آن
فاصله میان ۱۲ ربیع الأول که سالگرد ولادت بیامبر اکرم (ص) بنا بر روایات أهل سنت تا ۱۷ ربیع الأول که تاریخ ولادت رسول الله محمد(ص) بنا بر روایات موجود در شیعه است، از سوی امام خمینی ره، به عنوان هفته وحدت نامگذاری شده است . ارگانی رسمی هم با نام مجمع تقریب بین مذاهب اسلامی رسما در حال فعالیت هست و هر ساله کنفرانسهایی برگزار می کند که کنفرانس بین المللی وحدت در هفته وحدت هر ساله در تهران برگزار می شود و علمای بزرگ را از کشورهای مختلف دور هم جمع می کند.
پيروزي انقلاب اسلامي كه در سايه وحدت افراد ملت و اقشار و طوايف آن در اسلام به تحقق پيوست، موجبات وحدت ملل مسلمان را فراهم كرد. اين وحدت به صورت حركت و نهضت اسلامي عليه طاغوت و سلطه هاي اشغالگران و استعمار منجر به پيروزي انقلاب اسلامي شد. در مقابل استعمارگران، از دو طريق در صدد جلوگيري از وحدت رو به رشد ملت هاي اسلامي برآمد:
- تقويت تعصب نژادي و قومي و طايفه اي يا ملي گرايي؛
- تحريك تعصبات فرقه اي يا شيعه و سني
یک وهابی شیعه شده گفت: از تک تک شیعیان بخصوص جوانان شیعه میخواهم نعمت توسل به ائمه اطهار (ع) را از دست ندهند. حمید شیرانی در همایش «رهروان زینبی (س)» در امامزاده حسن (ع) کرج گفت: هدف وهابیت این است که مردم را به سمت خودش بکشاند و آنان را از اسلام واقعی که همان تشیع است، دور کند. وی افزود: در دوران تحصیل در دانشکده علوم پزشکی کرمان با آیات و روایات قرآنی آشنا شدم که این امر منجر شد تحقیقات خود را درخصوص مذهب شیعه آغاز کنم. وی ادامه داد: در فرایند این تحقیق کتابهای الغدیر علامه امینی، نهج البلاغه و کتاب دکترتیجانی و «شبهای پیشاور» راه من را بسیار روشن کردند. شیرانی اظهار داشت: در جریان این تحقیقات فهمیدم وهابیت به غلط معتقد است شیعه نوعی ناپاکی در اسلام است. وی افزود: وهابیون زاویه دید ما را نسبت به بحث امامت، زیارت قبور ائمه و شهادت تغییر میدهند و با روشهای روانشناسی بر دیگران مسلط میشوند.
امروز بيست و پنجم ذيالقعده و برابر با روزی است که کره زمين از زیر خانه کعبه متولد شد. زمینی که محل نشو و نمای «عشق» است؛ ...
چنانكه عاشقترین عارفِ روزگاران امام علي(ع) چنین توصیفش میکند: «و خداوند زمين را آفرید، که دریایی سبز و روان، آن را بر دوش میکشد. زمین در برابر فرمان خداوند متعال فروتن و در برابر شکوه خداوندیاش همیشه تسلیم است». براستي زمين زيباست. زیرا مهد عشق است و آیینه غروب عاشورا؛ غروبی که هر روز، آتش دلِ زمین را بر پرده «شفق» میآویزد و صیحه فرشتگان را بر ساحل دلها میکوبد! و چه زيبا مهربان پروردگار هستي آفرين در خلقت زمين فرمود: «زمين را مهدآرامش و قرار آفريدم.» و اين گونه بود كه زمین آفریده شد، تا کعبه، ـ این صندوق اسرار خداوند ـ جهتنمای گم کردگان راه، در کهکشانها باشد! زمین آفریده شد، تا هرکسی بتواند بدیها و خوبیهای خویش را در آیینه خاک، به تماشا بنشیند! و سرانجام زمين آفريده شد تا انسانيت و اخلاق در مدار عشق الهي قرار بگیرد.
إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ (۱)
وَ ما أَدْراکَ ما لَیْلَةُ الْقَدْرِ (۲)
لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ (۳)

سَلامٌ هِیَ حَتَّی مَطْلَعِ الْفَجْرِ (۵)
۱. قرآن در آن نازل شده است.
۲. عبادت و احیای آن معادل بیش از هزار ماه است.
۳. خیرات و برکات الهی در آن شب نازل میشود.
۴. رحمت خاص خدا شامل حال بندگان میگردد.
۵. فرشتگان و روح در آن شب نازل میگردند.

در این باره از حضرت محمد (ص) نقل شده است که ایشان فرموده اند: همانا درباره ی شراب ده گروه مورد لعن می باشند:
1-کسی که درخت آن را به منظور استفاده برای شراب کاشته است.
2-کسی که آن درخت را حرس و اصلاح نموده است.
3-کسی که شراب را می فروشد.

کلینی در کتاب گرانسنگ کافی (یکی از چهار کتاب حدیثی مهم تشیع) نوشته است: سلیمانبن جعفر جعفری گوید، به همراه امام رضا(ع) به دنبال انجام کاری بودم. پس (از انجام کار) خواستم به منزل برگردم، حضرت فرمود: «از این تصمیم منصرف شو، با من باش و امشب را نزد من بمان.» با ایشان رفتم.
هنگام غروب آفتاب بود که حضرت وارد خانه شد و دید که غلامانش مشغول ساختن اتاقکهایی از گل برای نگهداری علوفه چهارپایان و چیزهای دیگر هستند. در این هنگام چشم حضرت به کارگر سیاهی افتاد که از غلامان حضرت نبود. فرمود: «این مرد که با شماست، چه میکند؟» گفتند: «کمکمان میکند و (در برابر آن) چیزی به او میدهیم.» فرمود: «آیا اجرتش را با او طی کردهاید؟» گفتند: «نه. او به هرچه عطایش کنیم، رضایت میدهد.»
حضرت ناراحت شد. گفتم: «فدایت شوم، چرا خود را ناراحت میکنید؟» فرمود: «من بارها اینها را از چنین کاری نهی کردهام (و دستور دادهام) کسی را به کاری وادار نکنند، جز آنکه اجرتش را طی کنند. بدان که هر کس برایتان کاری انجام داد بدون آنکه اجرتش را طی کنید بعداً اگر سه برابر اجرتش را هم به او بدهید تصور میکند که کم دادهاید! اما اگر با او طی کنید، سپس همان اجرت را به او بدهید از شما بابت ادای اجرت تشکر خواهد کرد و در این صورت اگر به اندازه دانه (گندمی) به او اضافه بدهید، آن را از سوی شما میداند (و با دیده تشکر به شما نگاه میکند) و معتقد است که شما به او اضافه دادهاید.»
نویسنده : نخعی

صله رحم
یکی از اعمالی که علاوه بر قرآن در گفتار ائمه اطهار (عَلیه السَلام) پیوسته بر آن تأکید شده است، به جا آوردن صله رحم می باشد، حضرت محمد (صَلى الله عَليه وَ آله) در این باره فرموده اند: صله رحم، مایه ی آبادی خانه ها و موجب افزایش عمرهاست، گر چه انجام دهندگان آن مردمان خوبی نباشند، و نیز امیرالمؤمنین علی (عَلیه السَلام) به نوف بکّالی فرمودند: یا نَوفُ صِل رَحِمَکَ یَزیدُ اللهُ فی عُمرِک؛ ای نوف؛ صله رحم را انجام ده، چرا که خداوند بر عمر تو می افزاید.
دین اسلام که برای جزء جزء زندگی بشر برنامه دارد، لباس و پوشاک او را نیز از نظر دور نداشته که با توصیه آن می توان بهترین لباس ها را بر عید نوروز تهیه کرد.
قرار گرفتن در آستانه سال نو معمولا همزمان است با خرید لباس و تهیه پوشاک برای ورود به سالی جدید که مرور بر آموزه های دین در این باره ما را در تهیه بهترین البسه یاری می کند.
مسئله پوشش در اسلام از چنان جایگاهی برخوردار است که حتی در قرآن آیاتی به آن اختصاص داده شده است.
خداوند در آیه 26 سوره مبارکه اعراف می فرماید: «اى فرزندان آدم! ما براى شما پوشاكى فرو فرستاديم كه عورت شما را مى پوشاند و نيز جامه هاى زيبا و نرم. و جامه تقوا، اين براى شما بهتر است. اين از نشانه هاى خداست شايد كه پند گيريد».
پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: «از محبوبترين جامه هاى شما نزد خدا، جامه سفيد است. پس با جامه سفيد نماز بخوانيد و مردگان خود را در پارچه سفيد كفن كنيد.»
امیرمومنان علی (ع) نیز درباره لباس فرموده اند: «لباس پنبه اى بپوشيد، كه آن لباس رسول خدا صلى الله عليه و آله و لباس ماست. رسول خدا صلى الله عليه و آله لباس پشمى و مويين نمى پوشيد مگر اين كه علتى (بيمارى) در كار بود.»
امام صادق (ع) درباره انتخاب جنس لباس می فرمایند: «كتان از لباس هاى پيامبران است و گوشت را مى روياند.»
پیامبر خدا (ص) نیز در این باره می فرمایند: «اى ابوذر! لباس زبر بپوش و جامه درشت و ضخيم بر تن كن تا فخر و غرور به وجود تو راه نيابد.»
امام صادق (ع) می فرمایند: «لباسى بپوش كه نه به آن شهرت پيدا كنى و نه باعث خفّت تو شود.»
پيامبر خدا (ع) از پوشيدن دو نوع لباس نهى فرمودند: «لباسى كه به زيبايى شهره (انگشت نما) باشد و لباسى كه به زشتى شهره باشد.»
منابع: کافی - کنزالعمال - امالی طوسی
درخت، موهبتی است که خداوند آن را برای آسایش و آرامش بشر آفریده و فایده های فراوانی دارد چراکه بسیاری از نیازهای انسان را برآورده می کند. دیدن مناظر زیبای درختان در طبیعت، دل و جان انسان را صیقل داده و آرامش خاصی بر قلب او حاکم می کند. درخت، از آفریده های زیبای خداوندی و یکی از مظاهر عظمت و قدرت پروردگار است که وجودش گواهی بر یگانگی خالق هستی است.
درختان، از پربارترین و زیباترین نعمت های الهی هستند و با توجه به آثار فراوانی که برای زندگی بشر و سایر موجودات زنده دارند، از منابع طبیعی و جزء ثروت های ملی هر کشوری هم به شمار می آیند. در نتیجه، حفاظت و نگهداری از آن ها، وظیفه ای ملّی و همگانی است. افزون بر آن، پاسداری و توسعه این نعمت الهی، شکر و سپاس از خالق یکتاست. در آموزه های حیات بخش ادیان آسمانی، به ویژه دین مبین اسلام، فراوان به این امر توصیه شده است.
درختکاری سنت حسنه ای است که باید آن را احیا کرد. احادیث زیادی درباره درختکاری آمده است. از رسول الله (ص) نقل شده است که ایشان فرموده اند: هر مسلمانی که درختی بکارد یا کشاورزی کند در برابر هر مقدار از آن که انسان - پرنده یا حیوانی بخورد خداوند پاداش صدقه به وی خواهد داد.
روایت دیگری از رسول الله (ص) وجود دارد که ایشان فرموده اند: اگر عمر جهان پایان یابد و قیامت فرارسد و یکی از شما نهالی در دست داشته باشد چنان چه به قدر کاشتن آن فرصت داشته باشد باید فرصت را از دست ندهد و آن را بکارد.
امام حسن مجتبي(ع) و امام حسين(ع) در ايام کودکي بيمار شدند و پيامبر اکرم(ص) به همراه برخي صحابه از آنان عيادت نمودند و آن گاه پيامبر(ص) به پدرشان حضرت علي(ع) فرمود: اگر براي بهبود آنان نذري نمايي، اميد است خداوند سبحان زودتر شفا عنايت کند.
حضرت علي(ع) گفت:اي رسول خدا(ص)! براي شفاي آن دو نذر مي کنم که سه روز روزه شکر به جاي آورم. حضرت فاطمه زهرا(س)و خدمتکارش فضه نيز به مانند حضرت علي(ع) نذر کردند.
چند روزي نگذشت که...

اسرار نماز به چه معنا است و چه بعدی از این فریضه الهی را در بر می گیرد؟
وقتی سخن از سرّ نماز به میان می آید بحث از آثار نیست، بلکه به باطن و درون نماز کار دارد؛ زمانی ما از آثار نماز سخن می گوییم یعنی آنچه بر نماز مترتب است اما اسرار نماز در ذات نماز و از لایه های پنهان آن است و هرگز از نماز جدا نبوده بلکه این ها دو روی یک سکه اند؛ به عبارت بهتر افعال نماز و اذکار آن در ظاهر این فریضه است همچون رکوع، سجده و ...
خداوند متعال در آیه 104 سوره مبارکه آل عمران می فرماید: «وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ اُمَّةٌ يَدْعُونَ إلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»؛ «بايد از ميان شما گروهى باشند كه به خير دعوت كنند و به خوبى فرمان دهند و از بدى باز دارند. اينان رستگارانند».
امیرمومنان علی (ع) می فرمایند: «نهايت دين، امر به معروف و نهى از منكر و بر پا داشتن حدود [الهى] است.»
پيامبر خدا (ص) می فرمایند: «جبرئيل نزد من آمد و گفت: اى احمد! اسلام ده بخش است... هفتمين بخش آن امر به معروف است و آن [نشانگر] وفاست.»
همان حضرت (ص) همچنین فرموده اند: «خداوند تبارك و تعالى مؤمن ضعيفى را كه هيبت و صلابت ندارد دشمن مى دارد. او كسى است كه نهى از منكر نمى كند.»
امیرمومنان علی (ع) نیز فرموده اند: «و هر كه نهى از منكر كند، بينى كافران (منافقان) را به خاك مالد.»
رسول اکرم (ص) می فرمایند: «محبوبترين جهاد نزد خداوند عزّ و جلّ، سخن حقى است كه به پيشواى ستمگر گفته شود.»
آموزه های روایی همچنین عواقب سوء بی توجهی و عدم اهتمام نسبت به فریضه امر به معروف و نهی از منکر را گوشزد کرده اند.
رسول گرامی اسلام (ص) در این باره می فرمایند: «هرگاه [مردم] امر به معروف و نهى از منكر نكنند، و از نيكان خاندان من پيروى ننمايند، خداوند بَدان آنها را بر ايشان مسلط گرداند، و در اين هنگام نيكانشان دعا كنند و دعايشان مستجاب نشود.»
منابع: غررالحکم --- نهج البلاغه --- کنزالعمال
درباره سوال قبر و کیفیت آن چند قول وارد شده است:
بعضی گفتهاند: روح وارد جسد میشود همان طور که در دنیا بوده، او را مینشانند و از او سوال میکنند.
عدهای گفتهاند: روح تا سینه داخل بدن میشود و از او سوال مینمایند.
قول سوم اینکه: سوال قبر از روح است نه از جسم.
قول چهارم اینکه: روح بین جسد و کفن واقع میشود در این حال از او سوال میکنند. در میان این چهار قول به نظر میرسد قول سوم از همه صحیحتر باشد.
در این باره به چند روایت از معصومین(ع) اشاره میکنیم:
پیامبر خدا(ص) فرمودند: "نخستین مرحله عدالتِ آخرت، قبر است که گمنام و نامدار نمیشناسد1".
پیامبر خدا(ص) همچنین درباره این که قبر، چندمین منزل آخرت است؟ میفرمایند: " قبر، نخستین منزل آخرت است. اگر کسی از آن به سلامت رسد، منازل بعد آن آسانتر است و اگر به سلامت نرسد، دشواری منازل بعدی کمتر از آن نیست2".
یکی از سوالاتی که پرسیده میشود این است که در قبر از چه چیزهایی سؤال میشود؟ امام صادق(ع) در روایتی در این باره چنین فرمودند: " از مرده در گورش پیرامون پنج چیز سؤال میشود: از نمازش، زکاتش، حجّش، روزهاش و ولایتش نسبت به ما خاندان. پس، ولایت از گوشه قبر به آن چهار چیز گوید: هر یک از شما کم و کاستی داشتید، کامل کردن آن به عهده من3".
امام کاظم(ع) نیز در کنار گوری چنین فرمودند: "چیزی که پایانش این است، سزاست که از همان آغاز دل از آن بر کَند و چیزی که آغازش این است، سزاست که از پایانش ترسید4".
منابع روایات:
1- مستدرک الوسائل: 2 / 475 / 2502 منتخب میزان الحکمة: 456
2- بحارالأنوار: 6 / 242 / 64 منتخب میزان الحکمة: 456
3- الکافی: 3 / 241 / 15 منتخب میزان الحکمة: 456
4- معانی الأخبار: 343 / 1 منتخب میزان الحکمة: 456
سالمندان به طور عموم، از احترام برخوردارند، اگر پدر و مادر باشند که این وظیفه، سنگینتر و مسؤولیت مضاعفتر است.
در دین مبین اسلام نسبت به رعایت حقوق سالمندان سفارش و تأکید فراوانی شده است. در قرآن کریم بارها در این خصوص به ادب، نیکی و احسان سفارش شده بویژه در مورد پدر و مادر که حق عظیمی برگردن فرزندان خود دارند. در سوره اسرا به فرزندان هشدار داده شده که مبادا در دوران پیری و سالمندی کمترین اهانتی به پدران و مادران روا نمایند یا با لحنی زننده و نامناسب که رنجش آنها را بر انگیزد سخن گویند و احترام آنان را به جا نیاورند.
امام علی (ع) درباره مقام سالمندان فرمودهاند: «وقار پیری، نزد من دوست داشتنیتر از نشاط جوانی است.»
پیامبراکرم (ص) نیز در احادیثی فرمودهاند: «احترام به سالمندان امت من احترام به من است.»
«وجود پیران سالخورده بین شما سبب افزایش رحمت و لطف پروردگار و گسترش نعمتهای الهی بر شماست.»
« احترام گذاشتن به مسلمان مو سفید و سالخورده از جمله تجلیل خداست و از ما نیست کسی که بزرگسال ما را احترام نکند و به خردسال ما مهربانی نکند.»
« یک پیر در میان اصل و خانواده خود، چون پیامبری در میان امت خویش است.»
نویسنده : نخعی

از نظر متون دینی و روایات بویژه روایات نقل شده در اصول کافی، جایگاه امام غایب(عج) به گونهای است که غیر از وظایف و شؤونی که در ارتباط با مردم به عنوان رهبری و پاسخگویی به پرسشهای آنها دارند، حجت الهی در هر زمان و واسطه فیض الهی محسوب میشوند. بنابراین، معنای این سخن آن است که امام غایب(عج) غیر از وظایف اصلی خود، لنگر آسمان و زمین و بهانه خلقت معرفی میشوند.
در روایات ما بویژه در جلد نخست اصول کافی آمده است که اگر حجت الهی در روی زمین نباشد، زمین اهل خود را فرو میبرد. این یعنی جایگاه امام عصر(عج) بسیار رفیع و بلند و خلقت آسمان و زمین و تداوم حیات و بقای آن وابسته به وجود ایشان به عنوان انسان کامل در زمین است.
تعبیر دیگر روایتی است که پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «اهل بیت(ع) من مایه امنیت اهل زمین هستند.» یعنی وجود آنها امنیت اهل زمین را تامین میکند و اگر نباشند نه زمینی باقی میماند نه اهل آن.
فاطمه معصومه(س) ، الگوی سعادت زنان و دختران امروز

ارزش «رازداری»، «مدارا با مردم» و «صبر» در آیینه کلام ثامن الحجج(ع)
نشانه های ایمان و شخصیت مؤمن امام رضا(ع) در یک حدیث سه خصلت برجسته از خصلتهای اهل ایمان را معرفی نموده اند. مؤمن با کسب سه خصلت ریشه دار در سنن الهی و نبوی و اهل بیت، مؤمن حقیقی خواهد بود. امام رضا(ع) فرموده اند: «مؤمن، مؤمن نیست تا اینکه در او سه خصلت باشد؛ سنتی از پروردگارش و سنتی از پیامبرش و سنتی از امامش. پس سنت از پروردگارش، رازداری و پوشاندن راز است و سنت از پیامبرش، مدارا با مردم است و سنت از امامش، شکیبایی در سختی و تنگی است.»
خداوند در قرآن کریم، چگونه انبیا را خطاب قرار می دهد. با چه لفظی و خطابی از آنها یاد می کند. شخصیت حضرت رسول (ص) را به عنوان ختمی مرتبت و خاتم النبیین، بالاتر از همه رسولان الهی می دانیم که شاید این شبهه را در نزد غیر مسلمانان به وجود آورد که ما از روی مهر بیش از حد یا حتی به یک معنا تعصب، این سخن را بر زبان می آوریم. در اینجا باید نگاه کنیم خداوند در قرآن کریم، چگونه انبیا را خطاب قرار می دهد. با چه لفظی و خطابی از آنها یاد می کند. خدا خطاب به حضرت موسی می فرماید: (یا موسی انی انا ا... رب العالمین) شما می دانید که حضرت موسی (ع)، پیامبر اولوالعزم و برگزیده خداست، صاحب شریعت و کتاب آسمانی است. امت مفصلی داشته است. یا وقتی قرآن به حضرت داود (ع) می رسد، می فرماید: (یاداود انا جعلناک خلیفه فی الارض )یا درباره حضرت یحیی (ع) می فرماید: (یا یحیی خذ الکتاب بالقوه )اما در هیچ کجای قرآن نمی بینید، خداوند خطاب به حضرت پیامبر (ص) بفرماید: یا محمد! خطاب خداوند در قرآن به نبی اکرم، همواره با بالاترین وجه از احترام صورت می گیرد: یا ایها الرسول، یا ایها النبی، یا ایها المزمل، یا ایها المدثر. حتی شما می بینید گاهی خداوند به جان پیامبر قسم می خورد. از طرف دیگر....
اتحاد، نخ تسبیحى است که مهرهها را در کنار هم نگه مىدارد، و ارتباط منظمى بین آنها برقرار مىسازد، و آنها را از پراکندگى و دورافتادگى و گم شدن حفظ مىکند؛ اگر آن نخ پاره شود، انسجام مهرهها گسسته شده، و هر کدام به جایى فرو خواهد افتاد . وحدت عامل مهم حرکتبخش براى انقلابها بوده و انسانها را در گذر پیشرفت به سوى پیروزىها، از دست اندازها و گردنههاى صعب العبور، عبور مىدهد، به ناتوانىها توان بخشیده و دشوارىها را آسان مىکند و ناممکنها را ممکن مىسازد. اصولا نمىتوان بین اسلام و رهبرى اسلامى با مساله وحدت، جدایى فرض کرد، چرا که اسلام منهاى وحدت و یا ولایت منهاى وحدت، هم چون شیر مثنوى است که چنین شیرى را خدا نیافریده است. بر همین اساس امیرمؤمنان على (ع) در سخنى مساله رهبرى اسلامى را چنین ترسیم کرده و در خطبه ۱۴۶ نهج البلاغه مىفرماید: «جایگاه زمامدار در حکومت، جایگاه رشته است که مهره ها را جمع می کند و به هم می پیوندد، و اگر رشته بگسلد، مهره ها پراکنده شده هر یک به جایی می رود». وحدت مسلمانان، توان آنان را در برابر دشمنان، صدها و هزارها برابر مىکند، درست مانند سدهاى بزرگى که در نقاط مختلف جهان ساخته شده و مبدا بزرگترین نیروهاى صنعتى است و سرزمینهاى وسیعى را زیر پوشش روشنایى و آبیارى قرار داده است. این قدرت عظیم چیزى جز نتیجه به هم پیوستن دانههاى ناچیز باران نیست. بنابراین اتحاد و انسجام دانههاى باران باعث ایجاد سدهاى عظیم با آن همه توانایىها شده است. وقتى که از دانههاى باران در پرتو وحدت و به هم پیوستگى چنان آثار اعجازآمیز بروز کند، قطعا اتحاد و انسجام مسلمانان آثار و برکات اعجاز آمیز بیشترى در پیشرفت اهداف عالى انسانى و جلوگیرى از مقاصد غیر انسانى استعمار خواهد داشت و موجب سربلندى و عزت و اقتدار بىنظیر خواهد شد.
ارزش وحدت و اتحاد از دیدگاه قرآن: حفظ وحدت در صدر اسلام، موجب انسجام و فشردگى مسلمانان شد. آنها در پرتو همین همدلى و هماهنگى توانستند بر خیل دشمنان مختلف فائق آیند و به امتیازات فوقالعاده دست یازند، چرا که قرآن به آنها فرموده بود: و همگى به ریسمان خدا (قرآن و اسلام و هرگونه وسیله رحمت) چنگ زنید و پراکنده نشوید، و نعمتخدا را بر خود به یاد آورید که چگونه دشمن یکدیگر بودید، و او میان شما الفت ایجاد کرد، و به برکت نعمت او برادر شدید (آل عمران، آیه ۱۰۳). قرآن تفرقه و اختلاف را در ردیف عذابهاى آسمانى عنوان کرده و مىفرماید:; بگو خداوند قادر است که از بالا یا از زیر پاى شما، عذابى بر شما بفرستد، یا به صورت دستههاى پراکنده شما را با هم بیامیزد و طعم جنگ (و اختلاف) را به هر یک از شما به وسیله دیگرى بچشان (انعام/ آیه ۶۵). قرآن به تفرقه افکنان هشدار داده و آنها را جداى از اسلام و دشمن مسلمانان معرفى کرده و با قاطعیت مىفرماید: » همانا کسانى که آیین خود را پراکنده ساختند، و به گروههاى گوناگون تقسیم شدند، تو هیچ گونه رابطهاى با آنها ندارى، سر و کار آنها تنها با خدا است (همان، آیه ۱۵۹). قرآن، گروه گرایى و پراکندگى را از برنامههاى مشرکان دانسته، و مسلمانان را به شدت از آن نهى کرده و به انسجام تحت پوشش توحید دعوت فرموده و با صراحت مىفرماید: از مشرکین نباشید، از کسانى که دین خود را پراکنده ساختند، و به دستهها و گروهها تقسیم شدند (روم، آیات ۳۱ و ۳۲). حفظ اتحاد در بیان پیامبر (ص) و امامان (ع) در گفتار پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع) با تعبیرهاى جالب و عمیق به مساله وحدت و برادرى ترغیب شده و از هرگونه پراکندگى و تفرقه نهى گردیده است و در بعضى از این موارد به دلیل آن نیز اشاره شده است، به عنوان نمونه، نظر شما را به چند گفتار از آنها جلب مىکنیم: پیامبر اکرم (ص) فرمود: » تمام مسلمانان مانند یک دست در برابر بیگانگان متحد هستند« و نیز فرمود: مسلمانان نسبت به همدیگر هم چون یک مرد هستند که هرگاه عضوى از اعضاى او دردمند شود، اعضاى دیگر او نیز احساس درد مىکنند (همان، حدیث۷۵۹). حضرت علی على (ع) در فرازى از یکى از خطبههایش خطاب به مسلمانان چنین فرمود: و با انبوه مردم همراه گردید که دست خدا با جماعت (حق طلب) است. و از تفرقه و تکروی بپرهیزید که مردم تکرو بهره شیطان شوند، چنانکه گوسفند تکرو بهره گرگ گردد«(نهج البلاغه، خطبه۱۲۷). امام على (ع) به قدرى نسبت به گروهک خوارج که موجب تفرقه در میان سپاه آن حضرت شدند و با شعارهاى فریبنده براى خود دسته جدا کرده بودند، اظهار بیزارى مىکند که به دنبال سخن فوق مىفرماید: » هوش دارید، هر کس به این شعار (تفرقه) فراخواند او را بکشید هر چند زیر این عمامه من باشد (نهج البلاغه، خطبه۱۲۷). از این بیانات چنین استفاده مىشود که رعایت حفظ اتحاد، ارزش بسیار عمیق و مهمى است که پیامبر (ص) و امامان (ع) ما را به آن دعوت کردهاند، و به عکس گناه تفرقه افکنى و پراکندگى به قدرى بزرگ است که به منادیان و پدید آورندگان آن به شدت هشدار داده شده، تا مسلمانان با اظهار تنفر از آنها و از هرگونه تفرقهافکنى، عوامل اختلاف را از جامعه خود طرد کرده و براى حفظ وحدت خود، از هیچ گونه کوششى دریغ ننمایند. وحدت و یک پارچگى اثر معجز آمیزى در پیشرفت اهداف، و سربلندى و پیروزى اجتماعات دارد، و در بقاى نظام و انقلاب اسلامى، پس از مساله اصل اسلام ناب، و اصل ولایت و رهبرى صحیح، هیچ موضوعى هم چون اتحاد و انسجام اقوام و ملتها اثربخش نیست، وحدت کلمه و همدلى و همرنگى مسلمانان صدر اسلام، شاگردان پیامبر (ص) اثر به سزایى در پیشرفتها و فتوحات شگفتانگیز اسلام داشت، چرا که آنها به سخن پیامبر (ص) دل داده بودند که فرموده بود:» افراد با ایمان نسبت به یکدیگر همانند اجزاى یک ساختمانند که هر جزیى از آن، جزء دیگر را محکم مىکند. وحدت و انسجام در پیروزى انقلاب اسلامى، نقش اساسى داشت، امام خمینى – قدس سره – منادى وحدت بود، و همواره به آن سفارش مىکرد، و به تفرقه افکنان هشدار مىداد، و آسیبرسانى به هم پیوستگى ملت را گناه بزرگ مىشمرد. آرى نقش دین اسلام در ایجاد وحدت و برادرى، و نقش وحدت و برادرى در پیشبرد اهداف به قدرى براى دشمنان و استعمارگران، مهم و گران بود، که براى نفوذ خود به کشورهاى اسلامى بیشترین سعى خود را براى ایجاد تفرقه نمودند، و با تز «تفرقه بینداز و حکومت کن» وارد میدان شدند، و در این راستا خسارتهاى جبران ناپذیرى به اسلام و مسلمانان وارد ساختند، چرا که آنها راز و رمز پیروزىهاى چشمگیر مسلمانان در ابعاد گوناگون را همان فشردگى و انضباط و به هم پیوستگى آنها مىدانستند. به گفته «جان دیون پورت» دانشمند معروف انگلیسى «. . . محمد یک نفر ساده، در پرتو اتحاد قبایل پراکنده کوچک و برهنه و گرسنه، کشور خودش را به یک جامعه فشرده و با انضباط تبدیل نمود، و در میان ملل روى زمین آنها را با صفات و اخلاق تازهاى معرفى کرد، و در کمتر از سى سال، این طرز و روش، امپراطور قسطنطنیه را مغلوب کرد، و سلاطین ایران را از بین برد. سوریه و بینالنهرین و مصر را تسخیر کرد، و دامنه فتوحاتش را از اقیانوس اطلس تا کرانه دریاى خزر و تا رود سیحون گسترش داد . . .» (جان دیون پورت، عذر تقصیر به پیشگاه محمد و قرآن، ترجمه سید غلامرضا سعیدى، ص۷۷ ). وحدت، از مقدماتى است که اساس و انسجام و پویایى یک نظام را تشکیل داده و رمز ماندگارى آن مىباشد. با مراجعه به کلمات علىعلیه السلام چنینمىتوان استنباط نمود که: اتحاد امرىفطرى و طبیعى مىباشد و انسان با روحیه نوع دوستى پدید آمده است. بنابراین آنچه که باید به ریشهیابى آن پرداخت، اختلاف است، چرا که (اتحاد) ریشه در فطرت انساندارد.
راهکارهاى تقویت وحدت اسلامى سخن گفتن از وحدت و شعار طرفدارى از آن و برگزارى سمینار و کنفرانس و دیدار برادران شیعه و سنى و آمد و شد طلاب و دانشجویان و گفتمان وحدت اسلامى با کسانى که استقلال فکر و اندیشه ندارند و دیگران به جاى آنان فکر مىکنند راه به جایى نمىبرد. به نظر می رسد راهکارهاى وحدت عبارتند از: ۱- برگزارى برنامههاى گفتگوى علمى بین عالمان متعهد و مستقل شیعه و سنى درمورد اختلاف نظرهاى فقهى و سیاسى مثل ربا، کنترل موالید، موسیقى، حد و مرز ارتباط با کفار و … ، ۲- برگزارى سمینارهاى همفکرى در زمینه چگونگى مقابله با فرهنگ مهاجم غربى بین حوزه و دانشگاه، ۳- تاسیس نهادى حوزوى و نه دولتى براى نظارت و کنترل برداشتهاى نادرست و جلوگیرى از تحریف معنوى قرآن و سنت، ۴- تاسیس مرکزى براى شناخت و معرفى دقیق اهل بیت(ع) و شبههزدایى از زندگى آنان و جلوگیرى از تحریف سیماى عترت(ع)، ۵- گسترش فرهنگ انس با قرآن و حدیث به جاى مسابقات فوتبال و شطرنج و … در میان قشر جوان و نوجوان، ۶- اهتمام به خودسازى و تقویت مساجد و نماز و زیارت و توسل و دعا و عبادت، ۷- دفاع از آزادى اندیشه و بیان در چارچوب قرآن و سنت و مقابله با توهین و تحقیر دین و انبیاء و اصول تفکر اسلامى، ۸- حمل گفتار و رفتار مؤمنین بر صحت و پرهیز از اتهام بیجا و طى مراحل امر به معروف و نهى از منکر در جامعه اسلامى، ۹- تفاهم و گفتگو باواژهها و اصطلاحات فرهنگ اسلامى و خوددارى از حضور و شرکت در مجامعى که با اصطلاحات و فرهنگ غیرمکتبى در مورد اسلام و مسلمین سخن مىگویند، ۱۰- احیاى روحیه خودباورى و نفى غربزدگى حاکم بر اغلب جوامع اسلامى، ۱۱- خرافهزدایى و پاکسازى فرهنگ دینباوران از خرافه و دروغ و پیرایههاى تفرقهانگیز، ۱۲- افزایش ارتباطات و دید و بازدید علمى بین حوزه و دانشگاه و مراکز فرهنگىدنیاى اسلام، ۱۳- توجه به دشمن اصلى و مقابله با وابستگان فکرى، سیاسى و افشاى مزدوران کفر جهانى در دنیاى اسلام، ۱۴- معرفى تلاشهاى وحدتآفرین انبیاء و معصومین(ع) و اسوههاى وحدت اسلامى به نسل جوان دنیاى اسلام و امثال این اقدامات راهکارهاى وحدت و استقرار اخوت اسلامى است.
چرا بعضی از افراد راز دارِ خوبی نیستند؟ رازداری، از امور بسیار مهم در اسلام به شمار می آید و در گفتار و شیوه زندگی پیشوایان دین جایگاه ویژه ای دارد، به نحوی که آنان در اهتمام به این امر سرآمد همه اند؛ امری که در بعضی از موارد از واجبات مؤکد شمرده و برای افشا کننده آن، مجازات شدیدی در نظر گرفته شده است. بسیاری از مردم رازهایی اعم از خوب و بد دارند که اگر افشا شود، زیان می بینند؛ مثلا شخص آبرومندی بر اثر وسوسه های شیطان در نهان مرتکب گناه شده و فردی به عللی از آن آگاه گردیده که با افشای این راز، شخصیت اجتماعی او سقوط می کند. از این رو، از او می خواهد تا رازش را مستور دارد. گاهی رازداری مربوط به فضایل معنوی یا منافع مادی است؛ مانند اینکه کار خیری از شخصی سرزده که دوست ندارد بر سر زبان ها بیفتد و از او ستایش شود تا مبادا قصد قربت او از میان برود و یا گرفتار غرور گردد. یا به کار اقتصادی مهمی رو آورده است که می بایست فعلاً پنهان بماند؛ چون رقیبان او ممکن است منافع مادی او را به خطر اندازند. همه این امور به طور پنهانی انجام پذیرفته و او تمایل ندارد که کسی اقدام پنهانی او را برملا سازد. «سرّ» یا «راز» چیزی است که باید آن را پنهان داشت یا به اشخاص مخصوص گفت. هر فرد، خانواده، تشکیلات و جامعه ای، کم و بیش، دارای اسرار و اطّلاعاتی است که دیگران نباید از آن آگاه گردند، زیرا برملا کردن آن برایدیگران، چه بسا سبب لطمه خوردن یا نابودی گردد، چنانچه مهدی عزیزان می نویسد رازها نسبت به افراد، تشکیلات، جامعهها، زمان ها و مکان های مختلف، گوناگون بوده و حتّیََ اهمّیّت آن نیز نوسان دارد. گاه مطلبی برای مجموعها ی راز محسوب می شود که باید محفوظ بماند، ولی همین نوع آگاهی برای مجموعه ی دیگر نه تنها مخفی کردنش سودی ندارد، بلکه برملاشدنش سودمندتر است. به طور مثال: انتشار عملکرد و تولید یک کارخانه، دادن بیلان کار، شیوه ی استخدام افراد، برنامه ی آینده، کاری عادی و حتّیََ سودمند است، ولی چنین کاری در یک مجموعه ی نظامی یا اطّلاعاتی نوعی خودکشی و انتحار محسوب میشود. ضرورت رازداری هر فردی در زندگی فردی و اجتماعی خویش، خواه ناخواه مطلبی برای نگفتن دارد که بایستی در نگه داری آن کوشا باشد، برخی مربوط به خود و برخی مربوط به خانواده یا جامعه وغیره است و باید هر راز و رمزی درمحدوده ی مجاز خود حفاظت شود. امروزه با توجّه به وجود وسائل قوی و حسّاس جاسوسی و اطّلاعاتی و کاربرد آنها در دگرگونی سرنوشت ملّت ها، ضرورت رازداری امری بدیهی و انکارناپذیر است و گذشته از آن که خودفضیلتی اخلاقی به حساب می آید، در موفّقیّت و نیک بختی انسانها نیز تأثیری به سزا دارد، چنانچه امیر مؤمنان علی (عَلیه السَلام) فرموده است: اَلظَّفَرُ بِالْحَزْمِ وَالْحَزْمُ بِإِجَالَةِ الرَّأْیِ وَ الرَّأْیُ بِتَحْصیِنِالْأَسْرَارِ؛ پیروزی به محکمکاری بسته است و آن هم بستگی به (سلامت) اندیشه دارد و (سلامت) اندیشه به نگه داری رازها است. این امام همام در سخنی دیگر، موفقیّت ها را در سایه ی رازداری دانسته و می فرمایند: أَنْجَحُ الْأُمُورِ مَا أَحَاطَ بِهِ الْکِتَمانُ؛ موفّقترین کارها آن است که پنهانکاری آن را فرا گیرد و به عکس، افشای اسرار سبب عدم موفقیّت و حتّیََ باعث سقوط میشود.
عوامل افشای راز: برای دوری جستن از خصلت زشتِ افشای راز ، نخست باید عوامل و انگیزه های آن را شناخت، این عوامل عبارتند از: 1- پُرحرفی: اشخاص پرحرف، برای اشباع میل سخن گویی، از هر دری سخن به میان میآورند و یافتههای خویش را به دیگران انتقال میدهند. چنین کاری سبب میشود که «از پرده برون افتد راز».2- عقده و حقارت: در گردهمایی ها از مطالب گوناگون سخن به میان میآید. افراد مبتلا به کمبود شخصیّت و ضعف نفس میکوشند تا با ارائه ی مطالبی جدید، نظر حاضران را به خود جلب کرده، احساس حقارت خویش را جبران کنند. جوّ چنین مجالسی سبب می شود که افراد، اسرار طبقهبندی شدهای را که دیگران کم تر به آن دسترسی دارند، نقل نمایند تا درمیان اهل مجلس جایی باز کنند و سری در بین سرها داشته باشند.3- دوستی و رفاقت: سوّمین انگیزه ی فاشسازی اسرار، دوستیها و رفاقت هاست. شخص دانای اسرار باید توجّه داشته باشد که مرز دوستی و رفاقت را از حریم اسرار مکنون خویش جدا کند و نه تنها اسرار مملکتی بلکه اسرار شخصی خود را نیز در اختیار دوستانش قرار ندهد. فلسفه ی این کار راحضرت صادق (عَلیه السَلام) چنین بیان داشته اند: لاَ تُطْلِعْ صَدیِقَکَ مِنْ سِرِّکَ إِلاَّ عَلَی مَا لَوِ اطَّلَعَ عَلَیْهِ عَدُوُّکَ لَمْیَضُرَّکَ فَأِنَّ الصَّدیِقَ قَدْ یَکُونُ عَدُوَّکَ یَوْماً مَا؛ دوستت را بر آن مقدار از اسرارت آگاه ساز که اگر دشمنت هم آن را بداند به تو زیان نرساند، شاید دوستت نیز روزی دشمن تو گردد.
زنهار مکن تکیه ی کلّی بر یار---- راز دل خود ز دوست پنهان میدار
روزی باشد که دوست دشمن گردد---- برگردد و دشمنی کند آخر کار
4-احساسات و عصبانیّت: بسیار اتّفاق میافتد که فرد یا افرادی بر اثر ناراحتی و احساساتی شدن اسراری را فاش میسازند. انسان باید همواره بر اعصاب و زبان خویش مسلّط باشد و نزاع و مشاجره، او را طوری عصبانی و احساساتی نکند که اسرار مخفی خود را برملا سازد.
5-راه حفظ اسرار: برترین راه حفاظت اسرار، انتخاب افراد شایسته و امانتدار استو بی شک سخنان امیر مؤمنان علی (عَلیه السَلام) در این راستا برترین رهنمون است که میفرمایند: لاَ تُودِعَنَّ سِرَّکَ إِلاَّ عِنْدَ کُلِّ ثِقَةٍ؛ رازت را جز به فردی موثّق مسپار؛ و نیز بیان می دارند: وَ لاَ تُودِعَنَّ سِرَّکَ مَنْ لاَ أَمَانَة؛ رازت را به کسی که امانتدار نیست، مسپار. افراد امین و باوفا تمام تلاش خود را در نگهداری اسناد محرمانه به کار میبرند و به هیچ قیمتی حاضر به افشای آن نیستند، گرچه جان خویش را برسر آن ببازند. در جریان نهضت مقدّس عاشورا، پیک امینی به نام «قیس بن مسهّر صیداوی» با پیامی از امام حسین (عَلیه السَلام) راهی کوفه شد، ولی پیش از رسیدن بهکوفه در دست نیروهای دشمن گرفتار آمد. قیس که خود را میان اسارت یا شهادت یافت و رساندن پیام امام را غیر ممکن دید، پیش از آن که پیام آن حضرت به دست مأموران دشمن بیفتد آن را در دهان گذاشت و بلعید و پساز تحمّل شکنجه های طاقت فرسا به شهادت رسید.6- توجّه به فواید رازداری ناآگاهی از اهمّیّت رازداری و عدم توجّه به فواید حیاتی آن، ممکن است زمینه ی افشای اسرار را فراهم کند. برای جلوگیری از آن بایستی مردم را نسبت به ضرورت حفظ اسرار و اطّلاعات محرمانه توجیه کرد. اگر مردم از آثار گران قدر رازداری آگاه شوند، بیشتر تلاش میکنند که اسرار را افشا نسازند، به نحوی که این کار دارای آثار فراوانی نیز می باشد از جمله امیر مؤمنان علی (عَلیه السَلام) می فرمایند: جُمِعَ خَیْرُالدُّنْیَا وَ الْأَخِرَةِ فیِِ کِتَمانِ السِّرِّ وَ مُصَادَقَةِ الْأَخْیَار؛ نیکی های دنیا و آخرت در پنهان داشتن راز و دوستی نیکان، گرد آمده است؛ و نیز فرموده اند: سِرُّکَ سُرُورُکَ إِنْ کَتَمْتَهُ، وَ إِنْ أَذَعْتَهُ کَانَ ثُبُورُک؛ رازت را اگر پنهان داری، شادمانی توست و اگر برملایش سازی (هلاکتو) اندوه توست و همچنین بیان داشته اند: مَنْ کَتَمَ سِرَّهُ کَانَتِ الْخِیَرَةُ بِیَدِهِ؛ هر کس رازش را پنهان دارد، خیر و نیکی به دست اوست. امام کاظم (عَلیه السَلام) نیز میفرمایند: إِحْفَظْ لِسَانَکَ تَعِزَّ؛ زبانت رانگهدار تا عزّت یابی.
منابع: 1-علامه مجلسی. بحارالانوار ، ج 75 : 68، ج 77: 296، ج 78: 229. 2- آمدی. شرح غررالحکم ، ج 2، 458. 3-شیخ عباس قمی.سفینة البحار ، ج 2: 469. 5- مهدی عزیزان. آداب معاشرت: 150-155.
یکی از عذابهای اهل جهنم، گمارده شدن مامورینی ازمیان فرشتگان می باشد که به عذاب آنان می پردازند، چنانکه ((مالک)) یکی از آنها می باشد.
در این باره نقل شده است که پیامبر (ص) فرموده اند: در شب معراج من و جبرئیل به سوی آسمان رفتیم و چون وارد آسمان دنیا گردیدیم، هر فرشته ای که مرا می دید، من را به بهشت بشارت می داد و تبسم می نمود و مرا دعا می کرد. در راه به یک فرشته عظیم الجسه و ترسناک برخورد کردیم که تاکنون مانند آن را ندیده بودم، او نیز برای من دعا کرد و بهشت را به من بشارت داد، ولی مانند دیگر فرشتگان به من تبسم ننمود. من بسیار از او ترسیدم و به جبرئیل گفتم: ای جبرئیل؛ این چه فرشته ای است که این چنین است؟ جبرئیل امین عرض کرد: حق داری از آن بترسی، به راستی که تمام جهانیان و فرشتگان از آن می ترسند و از او به خدای تبارک و تعالی پناه می برند، چرا که این فرشته، مسئول جهنم است و نامش «مالک» می باشد و از وقتی که خداوند متعال او را آفریده، تا کنون چنین است و هر روز به خاطر دشمنان خدا و اعمال آنان، خشمگین تر نیز می شود و تا زمانی که تمامی دشمنان خداوند را در آتش جهنم قرار ندهد، هرگز خشم او فرو نخواهد نشست!
منابع: 1- علامه مجلسی. بحارالانوار، ج 1: 369. 2- محمدی. جهنم میعادگاه پیروان شیطان: 162.
.: Weblog Themes By Pichak :.